ما انسان ها به شکل اعجاب انگیزی دچار خود شده ایم بدین معنی که هر آنچه هستیم فی الواقع عکس العملی است که جهان پیرامون ما بر اعمال ما داشته است. ما دچار تصمیماتی شده ایم که خود گرفته ایم و در محاصره ی رفتارهای خود هستیم. اگر به عقب نگاهی بیندازیم به وضوح رد پای خویش را می بینیم که ما را تا این مرحله کشانده اند. هر تصمیمی که عملی کرده ایم نتایجش را دیر یا زود در خود خودمان دیده ایم. بیهوده به زمین و زمان و محیط اطرافمان بند کرده ایم و آنها را مقصر جلوه می دهیم. ما هر چه هستیم عکس العمل جهان پیرامون ما بر اعمال ماست. شاید بگویید که روضه ای دیگر بر منبر چاق می کنم اما برای اثبات این مدعا علم و تاریخ را نیز به خدمت می گیرم تا سخن را پیش ببرم. سر آیزاک (یا اسحاق) نیوتن فیزیک دان برجسته ی جهان مدرن قانون سوم خویش را در باب اجسام بر همین اساس بنا نموده است. هرگاه جسمی به جسمی دیگر نیرو وارد کند جسم دوم نیز نیرویی به همان بزرگی ولی در خلاف جهت بر جسم اول وارد می کند[1]. هر چند نیوتن قوانینش را در باب اجسام بنا کرد اما به خوبی این قانون را می توانیم در جهان انسان ها نیز حس کنیم. هر عملی عکس العملی دارد. این جهان بطور اعجاب انگیزی به این قانون پایبند است. اما این قانون فقط شامل اشخاص به صورت فردی نمی شود. وقتی از بالا به این ماجرا می نگریم نیک در می یابیم که قانون شگفت انگیز این جهان شامل جوامع (امت ها و ملت ها) نیز می شود. فی الواقع جهان پیرامون ما به تصمیمات و اعمال جوامع چه بسا سریعتر و مهلک تر پاسخ می گوید. در طول تاریخ پر فراز و نشیب انسان ها جوامع بیهوده به شکوه و عظمت نرسیدند و بیهوده هم از قله ی پیشرفت به زمین گرم ذلت ننشستند. پیشرفت ملت ها بر پایه ی این حکم نا نوشته بنا شده همانطور که نابودی آنها هم بر همین حکم استوار بوده است.
واقعه ی سال ۶۰ هجری در سرزمین نینوا یکی از آن حوادثی است که جامعه ی ما در طی سالیان دراز بر آن تمرکز دارد و هر ساله این واقعه را به عزا می نشیند. آنچه بر حسین بن علی و یارانش اتفاق افتاد بی گمان حادثه ای نبود که به یکباره بر جامعه ی مسلمین حادث شود و همه را شگفت زده کند. آنچه بر حسین و یارانش روا شد عکس العمل مجموعه ای بود که سال ها قبل به دست جد حسین، پیامبر مسلمین، محمد بن عبدالله از قدرت به کناری رانده شدند و یا به قتل رسیدند. این مجموعه با به قدرت رسیدن در امور جامعه عامدانه و به کمک خود جامعه ی اسلامی به مرور زمان به این مهم دست یافتند و توانستند اصلی ترین رقبای خود را در قدرت به کنار بزنند. اما این پایان ماجرا نبود. همین ماجرا و همین نسل کشی حاکم وقت یعنی یزید بن معاویه باعث شد تنها یک نسل بعد بر اثر یک شورش همه جانبه این خاندان و حاکمانش برای همیشه از صحنه ی قدرت به زیر کشیده شوند. این قانون و طبیعت انکار ناشدنی این جهان شگفت انگیز است. اما جالب تر و اعجاب انگیز تر از این وقایع اینجاست که جامعه و مردمی که برای نوه ی پیامبرشان سر دست می شکستند و ایمان داشتند و شاید گمان داشتند که با حضور او در راس قدرت به عدالت نزدیکتر می شوند وقتی او را یاری نکردند هیچ گاه روی خوش انصاف و تیغ برنده ی عدالت و رایحه ی خوش مدینه ی فاضله را ندیدند. از آن تاریخ به بعد ظلم و ظلمت نه مهمان نا خوانده بلکه مهمان خوانده ی این امت شد. مقصرین این وقایع و وقایعه بعد از آن یک جامعه ی کوچک (کوفی) و ایل و تبار یا شهر نبودند بلکه کل امپراطوری اسلامی در آنچه به سرشان آمد و در ظلم هایی که بر آنها رفت کاملا سهیم و هم دست بودند. آنها به مانند همه ی مردم تاریخ به طور شگفت آوری به قانون این جهان پایبند بودند.
بنابراین به دنبال مقصر یا مقصران و دشمنانی در خارج از خود و جامعه ی خود نباشید. به ضرس قاطع می توان گفت ما دچار خود شده ایم.
-------------------
۱. ویکی پدیا. آیزاک نیوتن. http://fa.wikipedia.org/wiki/آیزاک_نیوتن#.D9.82.D9.88.D8.A7.D9.86.DB.8C.D9.86_.D9.86.DB.8C.D9.88.D8.AA.D9.86_.D8.AF.D8.B1_.D8.AD.D8.B1.DA.A9.D8.AA_.D8.A7.D8.AC.D8.B3.D8.A7.D9.85


