نوشتارهای پیشین:
کورش کبیر نوشتار سوم (تجزیه و تحلیل اول)
در ادامه تحلیل و بررسی اولین حکومت هخامنشی نگارنده توجه خوانندگان محترم را به مواردی دیگر از علل موفقیتهای کورش پارسی جلب میکند:
ه ) نظم و نظام جدیدی که پس از برتری کورش بر آژی دهاک در پرشیا (ایران) شکل گرفت تا سالیان سال در ایران بر جای ماند تا هم این پادشاه پارسی به عنوان پایه گذار اولین حکومت فدرالی دنیای باستان شناخته شود و هم ایران در کشورداری به نظم قابل توجهی دست یابد. در تشکیلات جدید حکومتی پرشیا، کشور به ایالت های مختلف تقسیم شد و رهبری آن به ساتراپ ها سپرده شد. هر ساتراپ که به منزله فرماندار (استاندار) امروزی بود دارای اختیاراتی مستقل و تصمیم گیری آزاد بود و تنها مسئول ارایه مالیات ها به حکومت مرکزی بود. تشکیلات جدید هرچند در پاره ای از مواقع دارای نواقصاتی بود اما این امکان را به شاه می داد تا اولا با سهولت بیشتری حکومت کند و ثانیا با دادن اختیارات تام به هر ایالت از شورش های فرقه ای و قومی جلوگیری کند. در این نوع حکومت سنن و آداب به طور کلی و حتی نوع قضاوتهای خرد بر سر جای خویش باقی می ماند و در نتیجه رضایت عموم را از حفظ ارزشهای هر ایالت (حتی اگر مغلوب و غیر ایرانی بودند) در بر می داشت (1).
و) یکی دیگر از خصیصه های بارز شاه اول هخامنشی که باعث پیشرفت و دگرگونی ملت پارسی شد یادگیری و بهره گیری وی از تمدن و داشته های ملل مغلوب بود. کورش در اولین گام پس از شکست کرزوس، تخت نشین لیدیایی را بی واهمه به عنوان مشاور خود برگزید و این خود نشان از علاقه وی برای استفاده عملی و تئوریک از نظریه های یک تمدن با شکوه بود. علاوه بر این نگارنده معتقد است این بهره گیری حتی در معماری ایرانیان نیز خیلی زود مشهود شد. مقبره کورش کبیر که در پاسارگاد و در زمان حیات کورش کبیر احداث شد ساخته شده از قطعات سنگی است که به صورتی هرمی شکل چیده شده اند و بی شباهت به اهرام مصر نیست. علاوه بر این نباید فراموش کنیم که پاسارگاد این بنای استثنایی هخامنشی توسط معمارانی از گرداگرد امپراتوری ایران بنا شد (2) و نیز حضور پزشکان مصری در دربار هخامنشی (3) خود گواه دیگری بر این مدعاست که وی در بهره گیری از دانش دیگران نه تنها ابایی نداشته بلکه آن را راهی برای ترقی امپراتوریش می دیده است.
2. منشور حقوق بشر
در سال 1879 میلادی در مخروبه های بابل باستان شناسان موفق به کشف یک استوانه سفالین منصوب به کورش کبیر شدند. بر روی استوانه به خط میخی رویدادهای قبل و بعد از تصرف بابل ذکر شده و قسمتی از این منشور نیز از زبان کورش نوشته شده است. این استوانه در سال 1970 از سوی محمد رضا شاه پهلوی در جشن 2500 ساله شاهنشاهی ایران به عنوان اولین بیانیه حقوق بشر به جهانیان به طور رسمی شناسانده شد و بسیاری از اندیشمندان معاصر بر آن صحه گذاردند. اما برخی از اندیشمندان مانند نیل مک گرگور(Neil MacGregor)، مدیر موزه بریتانیا، نام منشور حقوق بشر را برای این استوانه نمی پسندند و آن را حرکتی سیاسی از سوی محمد رضا شاه پهلوی برای توجیه حکومت خویش می داند و در ادامه نیز معتقد است که این مدرک ترفندی سیاسی از سوی کورش کبیر برای جلب نظر مردم و روحانیون بابل بوده است (4). به هر روی اگر هم فرض کنیم که چنین بوده و آنچنان که مک گرگور و امثال وی معتقدند این سنگ نبشته یک حرکت پلتیکال (سیاسی) بوده در مقایسه با فاتحان قبلی که از کشتار وسیع خود ابراز خشنودی می کردند و از این که مبادا شورشی یا انتقامی مجدّد روی دهد همه را از دم تیغ می گذراندند بسیار دمکراتیک تر و هوشمندانه تر بوده است. بنابراین می توان از این سند گلی به عنوان اولین رویکرد عدالت خواهی و دمکراتیک نام برد و کورش را اولین پاسدار حقوق بشر در دنیای باستان شناخت. خوانندگان محترم می توانند متن کامل ترجمه شده از بقایای این استوانه را در لینک های زیر مطالعه فرمایند. علت ارجاع به متون ترجمه شده زیر مشخص شدن ابهامات و همچنین برای جلوگیری از برخی افراط ها و جملاتی ست که به این منشور منصوب شده که نه تنها به حقیقت و حقیقت گرایی لطمه وارد می سازد و نه تنها موجبات غرور آفرینی برای ایرانیان نمی شود بلکه ایشان را به ناسیونالیسم و لغو گویی نیز متهم می سازد.
الف – منشور حقوق بشر در ویکی پدیا
ب- The Cyrus the great cylinder
3. دین کورش کبیر
مساله مبهمی که در مورد این شخصیت تاریخی وجود دارد دین و کیان کورش کبیر است. هر چند به لحاظ موقعیت جغرافیایی و آبا و اجدادی احتمال اینکه وی زرتشتی بوده بسیار زیاد است اما مسایل و نکاتی وجود دارد که هر محققی را به فکر فرو می برد تا با وسواس بیشتر در این مورد اظهار نظر کند. از جمله این نکات می توان به تعظیم و کرنش کورش در مقابل مردوخ (خدای محبوب بابلیان) اشاره کرد که در دنیای باستان و حتی پس از آن تقریبا بی سابقه می باشد که شخصی با دین و آیینی مشخص در مقابل خدایی دیگر چنین کند و نه تنها برای رواج خدایان ایشان پول پرداخت کند بلکه در مقابلش تعظیم کند و بر دستش بوسه بزند (5) این مسئله تا بدانجا پیش می رود که وی حتی در استوانه معروف به منشور حقوق بشر هیچ نامی از خدای خود اهورامزدا نمی برد و نه تنها از خدای ایرانیان نامی نمی برد بلکه در خط 34 و 35 این منشور از مردوخ طلب تثبیت حکومت خویش را می کند (6).
اما این پایان این ابهامات نیست و نه تنها مردوخ بلکه یهوه به خصوص در عهد عتیق شرح مفصلی را از قدرت گرفتن کورش با کمک خدای یهود خبر می دهد (7). یهوه پس از معرفی کورش به عنوان مسیح خویش اینگونه بیان می فرماید که "دست راست او را گرفتم تا به حضور وي امّتها را مغلوب سازم و كمرهاي پادشاهان را بگشايم تا درها را به حضور وي مفتوح نمايم و دروازهها ديگر بسته نشود (8)". هرچند کتاب مقدس و یهوه رسما کورش را یک یهودی نمی داند اما به طور واضح و مبرهن وی را (همچون مردوخ خدای بابل) فرستاده خویش می داند.
کتاب و سند دیگری که درباره این شخصیت دنیای باستان سخن می راند کتاب مسلمانان یعنی قرآن است. در این کتاب نه به مانند عهد عتیق به طور مفصل و طولانی بلکه به طور خلاصه (در 15 آیه) در این باره سخن به میان آمده است (آیات 83 تا 98 سوره کهف). قرآن در این داستان کوتاه به شرح حال شخصیتی به نام ذوالقرنین می پردازد که به هر حیث به شخصیت کورش کبیر نزدیک و بسیار شبیه است. در این مجال کوتاه نگارنده سعی بر اثبات یکی بودن ذوالقرنین و کورش ندارد و پیشنهاد می کنم که به کتب صاحب نظرانی همچون ابوالکلام آزاد متفکر هندوستانی و شماری از مفسرین معاصر مانند مودودی، علامه طباطبایی صاحب المیزان و مکارم شیرازی و سلطان حسین و نورعلی تابنده گنابادی مراجعه نمایید. اگر قبول کنیم که ذوالقرنین در قرآن همان کورش کبیر است، آنچه در این شرح کوتاه قابل تامل خواهد بود مکالمه ایست که بین الله خدای اسلام و ذوالقرنین رد و بدل می شود. الله به همان ترتیبی که یهوه در مورد کورش سخن می گوید، اینچنین آغاز می کند که "ما او را در روى زمين قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم. (9)" اما نکته جالب اینجاست که در ادامه این داستان الله با ذوالقرنین سخن می گوید و از او می پرسد و سپس ذوالقرنین اینچنین پاسخ می دهد که "ما كسى را كه ستم ورزيده مجازات خواهيم كرد; سپس او به سوى پروردگارش باز مىگردد و خداوند او را مجازاتى شديد خواهد نمود; يعنى ظالمان و ستمگران، هم مجازات اين دنيا را مىكشند و هم عذاب آخرت را (10)" اصولا در قرآن و طبق آیین اسلامی خداوند بجز با انبیا با کس دیگری سخن نمی گوید و تنها پیامبران هستند که می توانند با خداوند صحبت کنند و از وی دستورات الهی را دریافت کنند. این مکالمه هرچند کوتاه این ذهنیت را بوجود می آورد که وی یا پیامبر بوده و یا به واسطه پیامبری الهی با الله سخن می گفته است. نتیجتا اگر به خود بقبولانیم که ذوالقرنین همان کورش، فاتح مشرق و مغرب است این را نیز باید بپذیریم که وی یا خود پیامبری ابراهیمی بوده یا تحت مشورت و مشاوره پیامبری از ادیان ابراهیمی (11) بوده است. از آنجا که قرآن مستقیما وی را پیامبر نمی خواند و از طرفی بیان می فرماید "ما به خوبى از امكانات و آنچه نزد وى صورت مىگرفت، اطلاع داشتيم " که خود کنایه از هدایت وی از طرف الله بوده است، بنابراین نظریه دوم را می توان موجه تر و کاملتر دانست.
نکته دیگر اینکه کورش کبیر یکی از اولین ناقضان آیینهای زرتشتی محسوب می شود. او برای اولین بار و در زمان حیات خویش دستور به ساخت آرامگاه خویش را داد و امر کرد وی را پس از مرگش مومیایی کنند و به خاک بسپارند. اگر این روایت صحت داشته باشد و اینگونه تصور کنیم که وی شخصا این دستور را داده است خود دلیل دیگری برای نامشخص و گنگ بودن دین این پادشاه باستانی ست چرا که در دین زرتشت به خاک سپردن مردگان آلوده کردن زمین محسوب می شده (12) و به هیچ وجه معمول نبوده است.
در پایان این تجزیه و تحلیل باید اقرار کرد که مطالبی که در این نوشتارها مطرح شد فقط خلاصه ای کوتاه از زندگی اولین پادشاه هخامنشی بود و سعی بر آن شد که مطالب مهم و قابل تامل مورد بحث قرار گیرد. این را نیز باید افزود که اطلاعات در برخی موارد ضد و نقیض و ناچیز باعث شده که در مواردی به حدس و گمان پناه برد و یا حتی اصلا در شرح قضایا سکوت اختیار کرد. امید آن است که اکتشافات آینده ما را در شناخت گذشته کمک کند و نقاط کور زندگی اولین امپراتوری پارسی را روشن تر سازد.
1) محمد رضا قدوسی ، شبكه ملي مدارس ايران (رشد، ) http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c+%d9%87%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d8%b4%db%8c&SSOReturnPage=Check&Rand=0
2) پایگاه اطلاع رسانی یادمانهای باستانی، سایت آفتاب، http://www.aftab.ir/articles/art_culture/cultural_heritage/c5c1177411566_pasargad_p1.php
3) امیر حسین خنجی، شاهنشاهی هخامنشی، کورش بزرگ، ص 238
4) ویکی پدیا، Cyrus Cylinder، http://en.wikipedia.org/wiki/Cyrus_cylinder#cite_note-Pritchard-11
5) امیر حسین خنجی، شاهنشاهی هخامنشی، کورش بزرگ، ص 241
6) ویکی پدیا، منشور حقوق بشر کورش، http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%B1_%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82_%D8%A8%D8%B4%D8%B1_%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF
7) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیا، باب 45
8) کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیا، باب 45، آیه 1 به ترجمه سایت پژوهشهای مسیحی http://www.farsicrc.com
9) قرآن، سوره کهف، آیه 84
10) قرآن، سوره کهف، آیه 86
11) میگویم ابراهیمی چرا که در آن زمان دین یهود، دین مورد نظر و قابل قبول الله، در جریان بوده است و مبلغانی در امپراتوری ایران داشته است.
12) دکتر فرهنگ مهر، برگرفته از دیدی نو از دینی کهن، ص 71
