
کورش کبیر (نوشتار اول)
به نام خدایی که وعده هایش حق است[1]. شاید زمانی که اشعیای نبی در رویا یهوه را ملاقات کرد که روزهای سرد و تاریک بنی اسراییل را نوید می داد و می بایست قوم یهود را بدان آگاه می کرد ، چهره ی شبانی را که قرار بود این قوم را در آینده نجات دهد را نیز دیده بود. آنچه از تفاسیر و شواهد بر می آید شبان مذکور در کتاب مقدس به احتمال قریب به یقین کسی که قرار بود در آینده قوم یهود را از عذاب برهاند و به تنبیه ایشان خاتمه دهد و عدالت را حکمفرما کند کسی به جز کوروش فرزند کبوجیه (کامبیز) پارسی و ماندانای مادی نبوده است.
کورش دو رگه (پارسی - مادی) بی شک آغاز گر تمدنی بود که تا قرنها ماندگار و پا برجا ماند. از زمان و چگونگی تولد او به جز افسانه هایی که بی شباهت به افسانه های آشوری نبود اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و شاید مثل همگان ما نیز بایستی به افسانه های نقل شده توسط پدر تاریخ ، هردوت[2] یونانی ، پناه ببریم و مثل همیشه اسطوره ها را در سایه بان افسانه ها ملاقات کنیم. به هر تقدیر آنچه که مشخص است کورش در حدود 550 قبل از میلاد اکباتان پایتخت جد مادریش آژی دهاک را با کمک 30000 سرباز پارسی و در طی چند حمله تسخیر می کنداژی دهاک آخرین پادشاه مادها بود که جز بدی و سیاهی رنگ دیگری را در تشریح احوال او در کتب تاریخی ننوشته اند. این تصور سیاه از آژی دهاک (که حتی در اوستا نامی برای اژدهایی سه سر است[3] ) شاید به خاطر این بوده که خدمات او در مقایسه با حکمران بعدی به هیچ می ماند و شاید اینگونه نیز بتوان تنیجه گرفت که آژی دهاک آنگونه که بر سیاهه های تاریخ نوشته اند گناهکار و مرتد خدایان نبوده است .
به هر حال اولین و آغازین اعمال نامعقول حکمران جدید در اولین غلبه اش بر دشمن نمایان می شود. کوروش نه تنها آژی دهاک را به قتل نرساند بلکه او را مورد احترام قرار داد و تا آخرین لحظات زتدگی شاه معدوم از او پذیرایی کرد. پس از فتح اکباتان کوروش دختر آژی دهاک که محتملا خاله او نیز محسوب می شده را به همسری اختیار می کند[4]. والی جدید پس از غلبه بر آژی دهاک و انتقال گنجهای اکباتان به انزان در سال 546 قبل از میلاد خود را پادشاه ایران متحد از پارسها و مادها می نامد و شوش را به پایتختی بر می گزیند[5].
اما تقدیر برای کورش روزهای آرام و بی دردسری را نمی خواست و در حالی که در تختگاهش مشغول رسیدگی و تنظیم و اداره مملکت و ساتراپهای[6] جدیدش بود خبر یورش کرزوس پادشاه لیدیه را شنید. البته شاید فقط تقدیر نبود که اینگونه می خواست بلکه پادشاه ایران نیز اینچنین می خواست و در رویای آن به سر می برد. بنابراین همه چیز برای یک رویارویی تمام عیار بین ایران و لیدیه آماده می شد و همانطور که روحانیان معبد دلف پیش بینی کردند قرار بود کرزوس در جنگ با پارسیان امپراتوری بزرگی را نابود کند[7]. کرزوس که شهرت ثروت افسانه ایش شهرهای آن روز جهان را در نوردیده بود به دلگرمی پیش بینی روحانیان معبد دلف و سربازانی که از سراسر امپراتوریش گرد آورده بود از سارد به مرزهای ایران شتافت.
در مشرق زمین فرماندار سابق انزان و حکمران جدید پرشیا (ایران) پس از مطلع شدن از حمله لیدیایی ها با سربازانش 2400 کیلومتر راه سعب العبور را پیمودند تا با سربازان جنگجوی لیدیایی روبرو شوند. پس از جنگی سخت و خونین ایرانیان با درایت کورش و هارپاگ وزیرش، توانستند لیدیایها را تا دروازه های سارد پایتخت لیدیه عقب برانند و در نهایت بوسیله خیانت یکی از ساردیها دروازه های شهر سارد را بگشایند. کرزوس مغلوب حال در چنگال پارسیانی بود که از سرزمینی سنگلاخی آمده بودند که نه تنها شراب برای نوشیدن نداشتند بلکه آب و غذا هم به اندازه کافی برای میل کردن نداشتند. مردانی که شلوارهای گشاد و پف کرده بر تن می کردند.
کرزوس بخت و اقبال بلندی داشت که در چنگال مردی اسیر شد که باز هم سنت شکنی کرد و نه تنها به مثال آشور بانیپال ، بختنصر و سارگن شهر و دودمان او را نابود نکرد بلکه او را به سمت مشاور خود برگزید.
آری ، کرزوس در جنگ با پارسیان امپراتوری بزرگی را نابود کرد و آن امپراتوری لیدیه بود. ملتی که پیشرفته ترین نوع مبادلات و مخترع اولین سکه های ضرب شده در دنیا بودند با طمع و اشتباه کرزوس برای همیشه از صحنه قدرت و تمدنی بشری کنار رفتند و این پایانی برای تمدنی به نام لیدیه بود.
پایان نوشتار اول
[1] اشاره به ماجرای تنبیه قوم بنی اسراییل در کتاب مقدس (عهد عتیق) – کتاب اشعیا باب اول
[2] هردوت یکی از بزرگترین تاریخ نگاران تاریخ باستان محسوب می شود که در حدود نیمه اول قرن پنجم می زیسته است. ویکی پدیا
[3] در اوستا، (یسنا ۷ -۹ ؛ یشتها ۳۳ - ۳۴:۵ ؛ ۱۴: ۴۰ ؛ ۲۷:۱۹) ؛ ضحاک (در اوستا: اژی دهاک) اژدهایی سه سر است که ثریتونا (فریدون) با او میجنگد
[4] کتزیاس می گوید که نام این زن آمیتیس بوده و کوروش پس از غلبه بر آژی دهاک با او ازدواج می کند.
کورش کبیر ،آلبر شاندرو، ص73
[6] استان یا ایالت
[7] کروزوس پادشاه لیدیه قبل از گردآوری سپاهی گران از دلیرترین سربازان لیدیایی پیک هایی را به معابد معتبر آن زمان روانه کرد تا مهر تاییدی بر حمله او به ایران بدست آورد. در بین پیشبینی های مختلف کروزوس این پیش بینی را بیشتر پسندید و پس از ارسال هدایایی فراوان جنگ با ایران را آغاز کرد.
کوروش کبیر، آلبر شاندرو، ص126
مواخذ:
۱. کورش کبیر نوشته آلبر شاندرو ترجمه محمد قاضی
۲. زردشتیان باورها و آداب دینی آنها نوشته مری بویس ترجمه عسکر بهرامی
۳. کتاب مقدس - عهد عتیق - کتاب اشعیا ،ارمیا و کتاب دانیال نبی
